دل نوشته های خودم باخودم: -)والا
-
تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 6:46
دل نوشته های خودم باخودم:-)والا اون چیزی که میخواستم شد.خدایا شکرت.بالاخره توی دله جناب سرتیپ انداختی که یک نگاهی هم به درخواسته مابکنه.خدایا خیلی ازت ممنونم.در زمان حاضر عکسا واسه سرهنگ فرستاده میشه واگه موافق باشه واسه یک سال تمامه کارامون درست میشه.تصمیم گرفتم وکالت تخصصی جرایم رایانه ای بگیرم :-...
-
تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 15:21
بهترین تغییر زندگی وقتیه که دیگه نه به پشت سرت نگاه کنی نه گذشتتوبه یادبیاری...مثل زیباترین تغییرمن توی زندگی. که همیشه مدیونشم واسه همتون تغییرهای اینجوری ارزومیکنم:-)Adblock test (Why?)
...
-
تاریخ: 1401/2/5 ساعت: 8:59
[unable to retrieve full-text content]درمن بدمی من زنده شوم یک جان چه بود صدجان منی....
دل نوشته های خودم باخودم:-)والا
-
تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 23:02
اون چیزی که میخواستم شد.خدایا شکرت.بالاخره توی دله جناب سرتیپ انداختی که یک نگاهی هم به درخواسته مابکنه.خدایا خیلی ازت ممنونم.امروز عکسا واسه سرهنگ فرستاده میشه واگه موافق باشه واسه یک سال تمامه کارامون درست میشه.تصمیم گرفتم وکالت تخصصی جرایم رایانه ای بگیرم :-)البته اگه به اونجاهابرسمو به قول بابام...
یکشنبه یازده مهر
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 10:38
آهای بارون پاییزی کی گفته توغم انگیزی؟؟ یکشنبه ی هفته ی دیگه انتظارم به پایان میرسه چیزی که دوسال واسش زحمت کشیدم به دستم میرسه خدایاخیلی دوستت دارمxa0
من چلاق شدم خخخخخخخخ
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:47
خبربد!xa0xa0 خبر بد! خبربد! سهیلایی داره میمیره رگ پام پاره شده خون توپام جمع شده درددارم من الان فقط یک پای قابل مصرف دارم دل ورودهxa0 هام داره ازتوپام درمیاد تب دارم حس میکنم به انتهای زندگی رسیدم قلبم داره برعکس میزنه فشارم همش میفته فقط!!!!!!!!!!!!!!! حواستون باشه فقط تودعاهاتون قیدکنید پای راست...
دخترک موطلایی قصه ها
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:46
خدازیرچشمی نگاهش میکرد...میدانست حواسش هست خودش رابی خیال گرفته انگارکسی نمیبینتش دخترک موطلایی قصه هایم رامیگویم....!به دیوارتکیه داده بودوزانوهایش ادراغوش گرفته بودیک عکس کوچک یک قوطی کبریت....یک عروسک کوچک که لباس مشکی برتن داشت یک شمع سفید....کنارش روی زمین بود دخترک موطلایی چشم های سبزش راپشت م...
من پیش دانشگاهی شدم خخخخ
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:46
دیری دیرینگ من اومدمممم هورااااا اغاز سال تحصیلی ۹۲-۹۳رابه حضورپرمبارک خودتبریک میگوییم خخخخخخخخخخخخ خدایی اینقدکه من ازلباسای جدیدمدرسم وکوله پشتیموکفش جدیدم ذوق زده شدم هیچ دبستانی ای ذوق زده نشده ههههههه روز اول مدرسه دیدم دوستم بیحال نشسته یه گوشه رفتم کنارش گفتم زوربزن چیزی نمونده فقط یک سال دی...
من....
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:46
این روزهابدون توکنارنامه های شبانه ام که هیچکس نمیخواندشان کناراهنگ های بغض شکن کناردلتنگی اه کنارگریه های یواشکی...کنارخاطره هایمان....خاطره های دونفره! چه کسی میداندمن چقددرددارم؟وچقددلتنگم سهم توازاین همه دردودلتنگی چیست؟ شنیده ام بدجوردستوپامیزنی درآغوشش
خل وچل من کیه؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:46
سال تحصیلی جدیدباکلی شیطنت جدیدسهیلون خخخخخ نگرانم نشیدهمه چی آرومههههه منم طبق معمول خوشحالوخندون بوخودا!!! کلا کلاسای ماامسال سه دسته اند«۱.کلاسایی که سرشون باخیال راحت میخوابیمودنباله ی خواب شبمونومیبینیم مثل فلسفه ۲.کلاسایی که میپیچونیمومیریم بیرون مثل زبان ۳.کلاسایی که سرشون خیلی شادمیزنیم انگر...
درون من چه غوغای لطیفیست
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:46
خط خطی های سردرگم متن های بی سروته روی کاغذوباهم واژه ای که بین حرف هایم جان دادوبازهم همان خط قرمزی که روی نقاشی های ذهنه ترک خورده ام خط میکشدوبه بغض هایم زبان درازی میکندو..بازهم اخرراه...همان بوسه های داغ خداحافظی ومیماندی وقت رفتن چه یگویی...اخرین حرفت...وچقدیغض دار ی وچقدحرف داری وفرصت گفتن نی...
سلام من اومدم
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:46
xa0 خاطراته سهیلون: دیروزاومدم خیلی خانومانه بازی ازخودم دربیارم گفتم مامان خودم غذاموگرم میکنم عاقاقابلمه روگذاشتم روگاززیرشوروشن کردم رفتم تاازتویخچال غذاروربیارم....تاهمینجاروداشته باش اب خوردم رفتم تواتاقم نشستم به درس خوندن وای وای یهودیدم بوسوختنی راه افتادقابلمه ی خالی سوخت خخخ ......... ازخو...
سهیلون هورااااااااااااااااااا
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:45
سرکلاس ادبیات خوابه خواب بودم یهودبیره صدام کردپرسید یه ضرب المثل که مربوطه به جاسوسی بگو! منم هول شدم گفتم گوش موش داره دیوارم موش داره خخخخخخخخخ یعنی بچه هادسته ی صندلی روگازمیگرفتن من ضرب المثل دبیرمون ============ باداداشم نشسته بودیم تی وی داشت درخت به نشون میداد یه دفعه باجدیت گفتم مردم اسکولا...