خرید بک لینک
دل نوشته های خودم باخودم:-)والا اون چیزی که میخواستم شد.خدایا شکرت.بالاخره توی دله جناب سرتیپ انداختی که یک نگاهی هم به درخواسته مابکنه.خدایا خیلی ازت ممنونم.در زمان حاضر عکسا واسه سرهنگ فرستاده میشه واگه موافق باشه واسه یک سال تمامه کارامون درست میشه.تصمیم گرفتم وکالت تخصصی جرایم رایانه ای بگیرم :-)البته اگه به اونجاهابرسمو به قول بابام توراه نفله نشم;-)کم کم دارم سختی دور بودن ازدوستامو هم کلاسیاو استادای مهربونم وفراموش میکنم روزای اول خیلی سخت میگذشت خیلی.....کم کم میتونم غذابخورم تعدادقرصادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:46

بهترین تغییر زندگی وقتیه که دیگه نه به پشت سرت نگاه کنی نه گذشتتوبه یادبیاری...مثل زیباترین تغییرمن توی زندگی. که همیشه مدیونشم

واسه همتون تغییرهای اینجوری ارزومیکنم:-)

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: يکشنبه 2 بهمن 1401 ساعت: 15:21

درمن بدمی من زنده شوم یک جان چه بود صدجان منی....

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: دوشنبه 5 ارديبهشت 1401 ساعت: 8:59

اون چیزی که میخواستم شد.خدایا شکرت.بالاخره توی دله جناب سرتیپ انداختی که یک نگاهی هم به درخواسته مابکنه.خدایا خیلی ازت ممنونم.امروز عکسا واسه سرهنگ فرستاده میشه واگه موافق باشه واسه یک سال تمامه کارامون درست میشه.تصمیم گرفتم وکالت تخصصی جرایم رایانه ای بگیرم :-)البته اگه به اونجاهابرسمو به قول بابام توراه نفله نشم;-)کم کم دارم سختی دور بودن ازدوستامو هم کلاسیاو استادای مهربونم وفراموش میکنم روزای اول خیلی سخت میگذشت خیلی.....کم کم میتونم غذابخورم تعدادقرصام کم تروکمتر میشن معدم روز به روز داره بهترمیشه خداروشکر....خداجونم هنوز منتظرم خواهش میکنم اگه میخوای خوبه خوب بشم فردا جناب سرتیپ زنگ بزنه وبگه موافقت شده...ادامه مطلب

برچسب: دل نوشته های زیبا,دل نوشته های کوتاه,دلنوشته های,دلنوشته های عاشقانه,دلنوشته های غمگین, نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 23:02

آهای بارون پاییزی

کی گفته توغم انگیزی؟؟

یکشنبه ی هفته ی دیگه انتظارم به پایان میرسه چیزی که دوسال واسش زحمت کشیدم به دستم میرسه

خدایاخیلی دوستت دارم

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 10:38

خبربد! خبر بد! خبربد! سهیلایی داره میمیره رگ پام پاره شده خون توپام جمع شده درددارم من الان فقط یک پای قابل مصرف دارم دل وروده هام داره ازتوپام درمیاد تب دارم حس میکنم به انتهای زندگی رسیدم قلبم داره برعکس میزنه فشارم همش میفته فقط!!!!!!!!!!!!!!! حواستون باشه فقط تودعاهاتون قیدکنید پای راستم خوب بشه من هنوزبه ناتوانی ذهنی خودم می بالمممممممم هوراااااادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:47

خدازیرچشمی نگاهش میکرد...میدانست حواسش هست خودش رابی خیال گرفته انگارکسی نمیبینتش دخترک موطلایی قصه هایم رامیگویم....!به دیوارتکیه داده بودوزانوهایش ادراغوش گرفته بودیک عکس کوچک یک قوطی کبریت....یک عروسک کوچک که لباس مشکی برتن داشت یک شمع سفید....کنارش روی زمین بود دخترک موطلایی چشم های سبزش راپشت موهایش پنهان کرده بودوبی صدااشک میریخت...بی صدای بی صدا میترسیدکسی صدای ناله هایش رابشنود...میترسیدکسی به دردهایش بخنددواودلتنگتروناتوان ترشود غرق درخاطراتش شده بود.....دیرکرده بودتندتندبه گ.شیش زنگ میزدکه بدوبیاکجاموندی خانومی....مسیرهمیشگی همون یک تیکه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:46

دیری دیرینگ من اومدمممم هورااااا اغاز سال تحصیلی ۹۲-۹۳رابه حضورپرمبارک خودتبریک میگوییم خخخخخخخخخخخخ خدایی اینقدکه من ازلباسای جدیدمدرسم وکوله پشتیموکفش جدیدم ذوق زده شدم هیچ دبستانی ای ذوق زده نشده ههههههه روز اول مدرسه دیدم دوستم بیحال نشسته یه گوشه رفتم کنارش گفتم زوربزن چیزی نمونده فقط یک سال دیگهتحمل کن تومیتونی خخخخ امروزسرکلاس دبیره ازم پرسیدبه نظرت این مسئله طبیعیه؟ من:پ ن پ سزارینه دوستام: دبیرمون: دوباره من: یه دوسته جدیدپیداکردم هوراااااسمش حانیست اینقده تپلیه به من میگه گروه خونی منوتوبه هم نمیخورهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:46

این روزهابدون توکنارنامه های شبانه ام که هیچکس نمیخواندشان کناراهنگ های بغض شکن

کناردلتنگی اه کنارگریه های یواشکی...کنارخاطره هایمان....خاطره های دونفره!

چه کسی میداندمن چقددرددارم؟وچقددلتنگم

سهم توازاین همه دردودلتنگی چیست؟

شنیده ام بدجوردستوپامیزنی درآغوشش

برچسب: lk beett,lk jordan,lk meaning,lk beett shoes,lk beett pumps,lk advani,lk tea and grill,lk nails,lk beett dress,lk goodwin, نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:46

سال تحصیلی جدیدباکلی شیطنت جدیدسهیلون خخخخخ نگرانم نشیدهمه چی آرومههههه منم طبق معمول خوشحالوخندون بوخودا!!! کلا کلاسای ماامسال سه دسته اند«۱.کلاسایی که سرشون باخیال راحت میخوابیمودنباله ی خواب شبمونومیبینیم مثل فلسفه ۲.کلاسایی که میپیچونیمومیریم بیرون مثل زبان ۳.کلاسایی که سرشون خیلی شادمیزنیم انگری بردز بازی میکنیم خخخخخخ اماازخودم بگویی ام بهله قدم بلندترشده..دیگه تل نمیزنم...رژصورتی نمیزنم...گوشیمم عوض کردم خخخخه کاملاخشن وجدی وعصبی ولی هنوز هم لوسم و واسه اولین بارتوزندگیم بدون کمک مامان وباباگازوبافندک روشن کردم بووووف وای شاددرمختون ادامه مطلب

برچسب: خل وچل,خل وچل ها,خل وچلا,خل وچل بازی,خل وچل بازی دخترونه,خل وچل بازی دخترا,خل وچل بازیامون,خل وچلی,خل وچل بازی وان دایرکشن,خل وچل بازی عاشقانه, نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:46

خط خطی های سردرگم متن های بی سروته روی کاغذوباهم واژه ای که بین حرف هایم جان دادوبازهم همان خط قرمزی که روی نقاشی های ذهنه ترک خورده ام خط میکشدوبه بغض هایم زبان درازی میکندو..بازهم اخرراه...همان بوسه های داغ خداحافظی ومیماندی وقت رفتن چه یگویی...اخرین حرفت...وچقدیغض دار ی وچقدحرف داری وفرصت گفتن نیست..صدای اهسته ومنظم بیب بیب بیب که هشدارمیدهدهنوزهم ضربان قلب منظم است وهنوز هم وقت داری وباعجله بریده بریده وشایدکمی کلافه وسردرگم....نگاه میکنی به ساعت لاک سرخ ابی راروی ناخن هایت میپاشی وگونه هایت راباسرانگشتانت صورتی میکنی وطوری کتاب هارازیربغلت میگیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:46

خاطراته سهیلون: دیروزاومدم خیلی خانومانه بازی ازخودم دربیارم گفتم مامان خودم غذاموگرم میکنم عاقاقابلمه روگذاشتم روگاززیرشوروشن کردم رفتم تاازتویخچال غذاروربیارم....تاهمینجاروداشته باش اب خوردم رفتم تواتاقم نشستم به درس خوندن وای وای یهودیدم بوسوختنی راه افتادقابلمه ی خالی سوخت خخخ ......... ازخواب بیدارشدم کلاس کنکورمم دیرشده بوددرحدمرگ گیرداده بودم من مربای سیب باکره میخوام مامانم میگفت بچه جان کره نداریم میگفتم به من چه میخوام اونقدتویخچال وگشتم تادی دی رینگ بالاخره موفق شدم یه کره ی صدگرمی پیداکردم گذاشتمش رومیز مامانم اومده میگه این چیهادامه مطلب

برچسب: سلام من اومدم,سلام من اومدم عکس,متن سلام من اومدم,سلام به همگی من اومدم,سلام ننه من اومدم,سلام اقا من اومدم,سلام بابا سلام مامان من اومدم,سلام دوستان من اومدم,سلام خدا من اومدم,پست سلام من اومدم, نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:46

سرکلاس ادبیات خوابه خواب بودم یهودبیره صدام کردپرسید یه ضرب المثل که مربوطه به جاسوسی بگو! منم هول شدم گفتم گوش موش داره دیوارم موش داره خخخخخخخخخ یعنی بچه هادسته ی صندلی روگازمیگرفتن من ضرب المثل دبیرمون ============ باداداشم نشسته بودیم تی وی داشت درخت به نشون میداد یه دفعه باجدیت گفتم مردم اسکولابخدا بیااینم درخت سیب زمینی بعدمیگن بوته داره والاا داداشم من ================= هرجاسخن ازخنگول بازیست نام زیبای سهیلا میدرخشد خخخخخخخخخخخخخخخ =================== سوارتاکسی شدم همینجوری واسه خودم توفکربودم عمیق یه دفعه زدم زیرخنده شایدباورتون نشه ولی راننده تاکسی بایهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کاوه رضوانی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 6:45

صفحه بندی